Playback Theater and Startup Mindset

aravindbaskaranAravind

Engineering @ Swym چیز. نظرات فقط از نظر من مفید است.

من همیشه شیفته تئاتر بوده ام و آرزو داشتم” یاد بگیرم ” تئاتر (هنوز هم انجام می شود). بین سال های 2017 – 2019 ، من در یک گروه تئاتر Playback در بنگلور به نام The Actors Collective حضور داشتم. من چند ماه و بعضی از ماهها خیلی با شور و منفعل درگیر شدم. همانطور که برخی از آن تجربیات را مرور کردم ، این روش چند اصل اساسی را که با ذهنیت Startup منطبق هستند ، روشن می کند. “ذهنیت راه اندازی” چیزی است که فکر می کنم به کارمندان و بنیان گذاران استارتاپ و همچنین افرادی که نقش یا بعد جدیدی را در کار خود شروع می کنند کمک می کند. من حتی تا آنجا پیش می روم که بگویم این یکی از قوی ترین صفات است که توسط گروهی از افراد به اشتراک گذاشته می شود که به خوبی با هم کار می کنند.

اما تئاتر پخش چیست؟ تئاتر پخش شکل اصلی تئاتر بداهه نوازی است که در آن تماشاگران یا اعضای گروه داستان هایی از زندگی خود تعریف می کنند و تصویب آنها را در محل تماشا می کنند.

شما ممکن است متوجه شوید که یک تفاوت از تئاتر متمایز برجسته است – مخاطبان و مجریان هم یک سفر واکنش پذیر و صمیمی را پشت سر می گذارند.

بسیار خوب. به بعد

اصل 1 – گوش دادن

گوش دهید. به همه گفته شده از ابتدا تا انتها گوش دهید. به همه ناگفته ها گوش فرا دهید. به رنگ ها گوش دهید. به قصد گوش کنید. به این احساس گوش دهید.

این ممکن است اولین و آخرین باری باشد که داستان به اشتراک گذاشته می شود. قرار نیست به همان صورت یا با همان احساس تکرار شود – یک لحظه واقعی FOMO.

مستقل از جایی که هستید گوش دهید – شما می توانید یکی از مجریان یا نوازندگان باشید یا رهبر ارکستر یا هنوز بخشی از آن صحنه نیست. چه کسی می داند ، شما می توانید وارد عمل شوید ، یا در یک لحظه سرپیچی بصری ، مستقیماً به درون آن بپرید.

هر شب پخش شامل چندین رویداد است که به هم وصل شده اند. در پایان ، وقتی به آن وصله نگاهی بیندازید ، روایت بیشتر از همه منسجم به نظر می رسد. احساس “منطقی است”. این نتیجه مدیون گوش دادن بی وقفه در سراسر طبقه است.

مطالب پیشنهادی  4 آسیب پذیری رایج برنامه وب و نحوه مبارزه با آنها

اصل 2 – عدالت را اجرا کنید.

تشویق اعتیاد آور است و متأسفانه موارد خنده دار تشویق های بیشتری به دنبال دارد. متأسفانه ، تشویق بیشتر به نادرست برابر با ارزش بیشتر است. واقعیت این است که این فقط یک بعد است و همه داستان ها کاملاً “خنده دار” نیستند – در واقع بعضی از قسمت ها ، اما همه چیز نیست.

در عوض ، روی داستان حاضر تمرکز کنید. در ابتدا ابعاد ، رشته های نقره ای نامرئی را که با چشم اندازهای هیجان انگیز می درخشد ، به ارمغان بیاورید. هر بار تشویق نخواهید شد ، اما – دقیقاً همان لحظه ای که عملکرد شما به خانه می رسد را می شناسید.

اصل 3 – قرض

گروه پخش من افراد فوق العاده با استعدادی داشت. آنها از اقشار مختلف زندگی مختلف به وجود آمده اند. ما همیشه می توانیم در مورد چگونگی انجام کارها یاد بگیریم – همه چیز خوب است. این مسئله وقتی بوجود می آید که بخواهیم همانطور که هست تکرار کنیم. بهترین راه استفاده از تکنیک ها از داخل و خارج است. به طور معمول ، درک ما محدود به چشم انداز بیرونی است و ما لزوماً همه اتفاقاتی را که باعث شده آنها در مرحله عملکرد قرار بگیرند ، درک نمی کنیم.

به نظر من ، همه کپی کردن اگر به نظر قابل قبول نیست ، بگذارید دوباره بیان کنم – همه می توانند الهام بگیرند. وقتی روی نسخه “خودمان” که برای اهداف ما بهترین کار باشد ، الهام بگیرید و وام بگیرید.

اصل 5 – شما

از خود – ذهن ، روح و بدن خود آگاه باشید.

بدن و ذهن شما باید هماهنگ باشند. یکی نمی تواند خیلی از دیگری دور شود. یک شکاف سالم وجود دارد که می توانید برای خودتان ایجاد کنید. شکافی که برای جبران آن به برخی کارها احتیاج دارد ، یعنی در زمان خرابی روی خودتان کار کنید.

وقتی بیش از حد کار می کنید بدن و ذهن شما به شما سیگنال می دهند. و مانند هر ماشین آلات حیاتی ، هنگام استرس هشدارهای لازم را ایجاد می کند. ادعای مودبانه وجود دارد – “لطفا این کار را نکن”. پس از آن لبه خرابی “QUIT DOINGING that، you idiot!” وجود دارد.

مطالب پیشنهادی  چرا برادران وارنر به هالیوود جدید رفته اند

با خود در تماس باشید تا بتوانید این “کدها” را بشنوید و به آنها پاسخ دهید. به هر دلیلی ، در صورت عدم رسیدگی به این موارد ، ممکن است برای مدتی سرکوب شود. با این حال ، این به مرور زمان جمع می شود. و بدون استثنا ، منفجر خواهد شد (از من نپرسید چه موقع) ، این چیزی بیش از یک ناراحتی لحظه ای خواهد بود.

اصل 6 – شما نمی توانید “اقدام” کن

بعد از مرحله ماه عسل ، من وقت کافی را صرف این فکر کردم که کار خوبی انجام نمی دهم و در گروه تئاتر نیستم. بنابراین سعی کردم آن را زیر فرش جارو کنم و سعی کردم “از طریق آن” بازی کنم. البته فایده ای نداشت. به سرعت می شد شکاف های اجراهای من را تشخیص داد. سرگرم کننده نیست.

مدتی طول کشید تا بلبرینگ های من درست شود. آنچه به من کمک کرد این بود که بفهمم این چیزی است که من می خواهم. اگر بله ، پس باید باور کنم که من باید پتانسیل بالقوه ای داشته باشم (نه زیاد ، نمی خواهم مزاحم شیادی باشم). به اندازه کافی بالقوه ، حداقل برای رسیدن به حالتی که من اطلاعات کافی برای ارزیابی میزان خوب یا بد بودن در واقعیت داشته باشم.

(در صورت تعجب که فکر می کنم – من خیلی بد نبودم ، فکر می کنم ؛ می توانم تعداد کافی از لحظات “آه!” را بازگو کنم که من آن را درست درک کردم. من آن را می گیرم)

اصل 7 – اشتباهات

در هنگام اجرا ، همه گاهی اوقات می توانند اشتباه کنند ، و اکثر آنها فقط یک عملکرد با اشتباه فاصله دارند. این اشتباهات غالباً بیشتر از بقیه برای شما بزرگتر می شوند و مانند هدیه ای که مدام اهدا می کند ، فکر بیشتر درباره خطا فقط منجر به اشتباهات بیشتری می شود. گرچه من شخصاً به راه حل تسلط ندارم ، اما بارها آن را در عمل دیده ام. این یک فرایند دو مرحله ای است.

مرحله 1 – چند دقیقه فوراً اشتباه را فراموش کنید – فراموشی موقت – به آینده ای بروید که هرگز آن لحظه به اندازه شما اتفاق نیفتاده است نگران هستند. به هر حال ، این بداهه است. شما باید بداهه پردازی کنید – این همان انتظار است.

مرحله 2 – پایداری – این طرز فکر را تا زمانی که اجرا به پایان برسد نگه دارید ، رها نکنید. تکرار می کنم ، ولش نکن تا پایان ادامه دهید.

مطالب پیشنهادی  مصاحبه با مدیر عامل BreatheIO ، راه اندازی سال در نامزد لاهور

کلمه کلیدی در فراموشی موقت “موقت” است. بنابراین به طور طبیعی ، به خود اجازه می دهید واقعه را به یاد بیاورید و مرور کنید. اگر به اندازه کافی شدید تشخیص داده شد ، یک قطعنامه بلند مدت تهیه کنید.

(اگر از من بخواهید فراموشی موقت یک ابرقدرت است)

< strong> بله ، و …

بیشتر مکالمات مهندسی ، به ویژه در هنگام مرور ، به طور منظم شامل “نه ، اما …” ، “نه ، و …” “و” بله ، اما … “. آنها با آزمایش مفاهیم بتن در برابر مشکلات و مغالطه ها کمک می کنند. این فرایندها به جای گسترش ، در عمق آن جمع می شوند و تمرین می کنند. گسترش ایده در حال پیشرفت معمولاً منجر به از دست دادن تمرکز می شود. به طور کلی در یک استارتاپ چیز خوبی نیست.

یکی از اصول اصلی improv – “بله ، و …” (و چیزی که در تئاتر پخش وجود دارد) با آنچه من در بالا گفتم مغایرت دارد. این اصل اجازه می دهد ایده ها را در ادامه کار گسترش دهیم. با این وجود ، یک تمرین سرگرم کننده است که باید خودتان را از بین ببرید. اعتقاد من بر این است که به افزایش چابکی ذهنی فرد کمک می کند.

اما چیزی نیست که بخواهید در بررسی کد / مشخصات خود شروع کنید ، مطمئنم 🙂

< p class = "paragraf"> س forال از شما – به نظر شما هسته اصلی “Startup Mindset” چیست؟

PS – اگر درباره من مثل Playback کنجکاو هستید ، بهترین راه برای یادگیری بیشتر با شرکت است. زمان حال به مانند هر زمان دیگری خوب است.

همچنین در LinkedIn منتشر شده است.