10 درس از 10 هزار دانلود پادکست Ahrefs

ما اخیراً از 10 هزار بار دانلود برای پادکست Ahrefs عبور کرده ایم. و اگر بخواهم با شما صادق باشم، فکر می‌کردم این 10 هزار نفر راحت‌تر می‌شود.

منظورم این است که Ahrefs یک برند نسبتاً بالغ در صنعت سئو است و بیشتر کانال‌های ما به میلیون‌ها اندازه‌گیری می‌شوند:

بنابراین وقتی به آن 10 هزار نقطه عطف رسیدیم، هم از آن خوشحال شدم و هم از این که این تعداد بسیار کم بود ناراحت شدم. این یک جورهایی شبیه موقعیت «میم جشن مکان سوم» بود (که فکر می‌کردم برای آن مناسبت دوباره ایجاد شود):

10 درس از 10 هزار دانلود پادکست Ahrefs

نکته اصلی من: گرفتن پادکست از روی زمین بسیار بسیار سخت است.

این به روش SEO ترکیب نمی شود و قالب “مصاحبه های زوم” در یوتیوب خیلی خوب عمل نمی کند.

بنابراین اگر به فکر راه‌اندازی یک پادکست بودید، می‌توانم 10 دلیل قانع‌کننده برایتان بیاورم که چرا نباید آن را انجام دهید:

من متوجه شده ام که بسیاری از مردم پادکست ها را به عنوان “محتوای آسان” تلقی می کنند – تماس بگیرید، ضبط کنید، منتشر کنید. انجام شده!

خب… برای ما در Ahrefs، مصاحبه واقعی شاید 40 درصد کار باشد.

دعوت از مهمانان، زمان‌بندی با آن‌ها، انجام تحقیقات مناسب، ایجاد یک مقدمه جذاب، طراحی یک تصویر کوچک برای YouTube، رونویسی، افزودن کدهای زمانی، نوشتن عنوان و توضیحات، آپلود در دسته‌ای از پلتفرم‌های پادکست، برش قطعات برای تبلیغ، نوشتن کپی برای آن تکه ها…

اجرای یک پادکست کار بسیار زیادی است (البته اگر می خواهید یک نمایش با کیفیت ایجاد کنید).

من نمی توانم تصور کنم که پادکست Ahrefs را به تنهایی انجام دهم. این یک تلاش گروهی از افراد کمی است:

  • میشل (مدیر انجمن ما) بیشتر کارهای سنگین را از نظر تحقیق در مورد مهمانان، ویرایش ضبط، و مدیریت کل فرآیند سرتاسر انجام می‌دهد.
  • جورج و نیکیتا کسانی هستند که اینتروهای جالب را تولید می کنند.
  • سرگئی در حال طراحی تصاویر کوچک برای یوتیوب است.
  • هلن در بارگذاری کمک می کند.

بله، شما می توانید گوشه های اینجا و آنجا را برش دهید. اما شما خطر به خطر انداختن کیفیت را دارید. و یک نمایش با کیفیت پایین تمام تلاش های تبلیغاتی شما را بسیار کم اثر می کند.

قبل از شروع پادکست Ahrefs، احتمالاً بیش از صد مصاحبه با پادکست های دیگران انجام دادم. و من می توانم به شما بگویم که میزبانی است بسیار سخت تر از مهمان بودن فشار برای جذاب کردن مصاحبه کاملاً بر عهده شماست نه مهمان.

مهمان بیشتر در حالت “واکنشی” است – آنها فقط باید به هر چیزی که به شما پرتاب می شود پاسخ دهند. اما مصاحبه کننده مسئول نهایی موفقیت یک مصاحبه است. شما باید در تمام مدت تیز بمانید، سؤالات جالب بپرسید و بدانید که در کجا عمیق تر بگردید (و چه زمانی موضوع را تغییر دهید).

تعداد بسیار زیادی از میزبانان پادکست دوست دارند در اینجا کوتاه بیایند و فقط به طور پیش فرض از هر مهمانی مجموعه ای از سوالات عمومی را بپرسند، بدون اینکه سعی کنند در پاسخ هایی که دریافت می کنند کمی عمیق تر شوند.

من عاشق توصیف رایان هالیدی هستم:

«آنها از شما سؤالی می پرسند، شما پاسخ می دهید و سپس تقریباً می توانید بشنوید که چشمان آنها کاغذی را که در مقابل خود دارند اسکن می کنند، همانطور که روی سؤال بعدی در لیست حرکت می کنند.

این بی احترامی به مهمان است، اما مشکل اصلی من با آن نیست. مشکل من این است که صدای بسیار خسته کننده ای را ایجاد می کند. چه کسی می‌خواهد به صحبت‌های کسی که به معنای واقعی کلمه با چیزی تلفن می‌کند گوش کند؟ چرا باید به مکالمه‌ای گوش دهید که میزبان حتی به آن گوش نمی‌دهد؟»

رایان هالیدیرایان هالیدی

ممکن است در این مورد با من مخالف باشید، زیرا قطعا پادکست های کوتاه خوبی وجود دارد.

اما وقتی سعی کردم یک ساعت با مهمانانم مصاحبه کنم، متوجه شدم که این کافی نیست که اطلاعات واقعاً خوبی را از آنها جمع کنم. مخصوصاً زمانی که مهمان شما بسیار پرحرف است و دوست دارد منحرف شود – که به راحتی می تواند کل برنامه مصاحبه شما را از بین ببرد.

اما اینکه مردم متعهد شوند دو ساعت با شما صحبت کنند، یک سوال بزرگ است. بسیاری از افراد با مشخصات بالا گاز نمی خورند مگر اینکه پادکست شما واقعاً شناخته شده باشد.

و وقتی کسی را مجبور کردید که دو ساعت را با شما بگذراند، تیزبینی و هوشیاری برای این مدت طولانی بدون وقفه می تواند گاهی اوقات بسیار چالش برانگیز باشد.

برخی از مردم فکر می کنند که رسیدن به یک نام بزرگ تمام چیزی است که برای از بین بردن پادکست خود نیاز دارند و این به طور خودکار بازدید را تضمین می کند. نه، نمی شود.

اگر در یوتیوب جستجو کنید، پادکست های زیادی را خواهید یافت که با همه نام های بزرگ در فضای بازاریابی دیجیتال مصاحبه کرده اند. و با این حال بازدیدها در این قسمت ها عمدتاً دو رقمی است.

اما بزرگترین ناراحتی من افرادی است که از مهمانان خود می خواهند که به آنها در تبلیغ مصاحبه کمک کنند. پس از انتشار قسمت، آنها با یک مهمان پیگیری می کنند و از آنها می خواهند “لطفا آن را با مخاطبان خود به اشتراک بگذارید.”

ببخشید اما نه.

من در این ماه پنج مصاحبه با پادکست انجام دادم، و همه آنها تقریباً یکسان بودند. و اگر بخواهم هر یک از آنها را در کانال های اجتماعی خود به اشتراک بگذارم، فقط مخاطبانم را عصبانی می کنم. و علاوه بر این، اکثر شبکه‌های اجتماعی وقتی پیوندهایی را ارسال می‌کنید، واقعاً آن را دوست ندارند، بنابراین تعامل و دسترسی به این نوع پست‌ها بسیار کم است.

اگر تنها استراتژی تبلیغاتی شما برای پادکست است “مهمانان من به ترویج آن کمک خواهند کرد”-خبر بدی برات دارم آنها نمی خواهند.

هر مهمان “بزرگ”ی را که در ذهن شماست انتخاب کنید و مصاحبه های پادکست موجود آنها را جستجو کنید. آنها احتمالاً چند ده مورد از آنها را همین امسال انجام دادند. پس چرا کسی به مصاحبه شما با آن شخص علاقه مند است؟

تنها دو دلیل وجود دارد:

  1. خودت آدم جالبی هستی، بنابراین مردم حتی اگر یک پادکست انفرادی باشد به شما گوش می دهند.
  2. تو در تبلیغ خیلی خوب هستی (در ادامه در مورد آن بیشتر خواهد شد).

با نگاهی به عادات خودم، 80 درصد از مصاحبه‌های پادکستی که به آنها گوش می‌دهم توسط مجریانی است که از قبل می‌شناسم و به آنها احترام می‌گذارم: ناتان بری، اریک سیو، دیو گرهارت، کیپ بودنار و کیران فلانگان، و غیره. قبلاً شنیده بودم، اما آنها آن قدر این قسمت را به خوبی تبلیغ کردند تا در رادار من قرار بگیرند.

پادکست یک روش بسیار بی اثر برای افزایش مخاطب و محبوبیت شماست. اما، برعکس، این یک راه بسیار خوب برای استفاده از هر مخاطب و محبوبیتی است که در حال حاضر دارید.

من تصور می کنم هدف نهایی شما رشد کسب و کارتان است. این بدان معناست که شما باید فروش خود را افزایش دهید. این بدان معناست که شما باید تاکتیک های بازاریابی با تبدیل بالا را دنبال کنید.

خوب… پادکست یکی از آنها نیست.

در طول مکالمه دو ساعته من با مهمانانم، در واقع فرصت بسیار کمی برای فشار دادن به نوعی از فروش Ahrefs وجود دارد. من سعی می‌کنم موارد استفاده مرتبطی را که مناسب مکالمه است ذکر کنم، اما چند قسمت وجود داشت که محصول ما اصلاً مورد توجه قرار نگرفت.

پادکست ابزاری عالی برای برندسازی و ایجاد اعتماد با مخاطبان هدف شماست. اما من انتظار ندارم از قسمت هایی که تا به حال منتشر کرده ایم فروش داشته باشد.

اگر به فروش نیاز دارید، بهتر است از برخی پادکست‌های مرتبط در جایگاه خود حمایت مالی کنید (اما حتی در آن زمان، ما آن را امتحان کردیم و فروش زیادی از آن ندیدیم). این یک راه عالی برای افزایش آگاهی است، اما هیچ فروش فوری نداشته باشید.

هر قسمت باید روی مهمان شما و تجارت آنها متمرکز شود. منظورم این است که … شما یک فرد با مشخصات بالا را در یک تماس دعوت نکردید که فقط چند ساعت در مورد خودتان صحبت کند، درست است؟

و علاوه بر این، اگر می‌خواهید اپیزود پخش شود، باید روی زیبا جلوه دادن مهمان خود تمرکز کنید. شنوندگان شما اینجا هستند تا از مهمان شما یاد بگیرند، و شما باید مطمئن شوید که آنها چیزهای زیادی یاد خواهند گرفت.

در مصاحبه‌های خودم، سعی می‌کنم عمیقاً در کسب و کار و حرفه مهمانانم کاوش کنم. من واقعاً به آنچه آنها انجام می دهند، چرا آن را انجام می دهند و چگونه آن را انجام می دهند علاقه مند هستم. کل گفتگو است همه چیز در مورد آنها.

در نتیجه، مهمانان من فضای زیادی برای تبلیغ خود و کسب و کارشان بدون احساس فروش دارند. این یکی از دلایل اصلی موافقت آنها با مصاحبه در وهله اول است: آنها می خواهند از مخاطبان من استفاده کنند و چیزهای خود را تبلیغ کنند.

بنابراین اگر هدف شما این است که چیز خود را تبلیغ کنید-شما باید مهمان پادکست باشید، میزبان پادکست نیست.

پادکست ها را با سئو مقایسه کنید. مقاله ای که 10 سال پیش منتشر کردید، هنوز هم می تواند امروز برای شما بازدید کننده (و فروش) به ارمغان بیاورد. اما به محض اینکه انتشار قسمت های جدید پادکست خود را متوقف کنید… همه آن را فراموش خواهند کرد

ما فقط از 10000 دانلود عبور کردیم. 3 ماه، 10 قسمت و هزاران تبلیغ طول کشید تا به آنجا برسیم. و Ahrefs در حال حاضر مخاطبان بسیار زیادی دارد. اگر از یک لوح خالی شروع می کردم، تا الان به سختی به 1000 دانلود رسیده بودم.

چرا تبلیغ اینقدر سخت است؟ خب، ما اساساً بیشتر دلایل بالا را مورد بحث قرار دادیم:

  • سئو برای پادکست ها کار نمی کند.
  • “مصاحبه های زوم” در یوتیوب پخش نمی شوند.
  • مهمانان شما به ندرت مشتاق هستند که به شما در ترویج آن کمک کنند.
  • پلتفرم‌های پادکست «موتور کشف» خوبی ندارند.

به عبارت دیگر، بدون مخاطب موجود برای استفاده از آن، رسیدن به 10 هزار بار دانلود بیش از سه ماه طول می‌کشد.

بنابراین وجود دارد که.

“اما تیم… اگر پادکست اینقدر دردسر ساز است، چرا آن را انجام می دهید؟”

خب… من نگفتم که پادکست بود به صورت کامل بی فایده و اصلا ارزشش را ندارد من فقط 10 دلیل را به اشتراک گذاشتم که چرا باید قبل از وارد شدن به آن دو بار فکر کنید.

واضح است که روی دیگر سکه وجود دارد. من 10 دلیلم را به اشتراک می‌گذارم که چرا وقتی به نقطه عطف 50 هزار نفر رسیدیم، باید پادکست را شروع کنید. گوش به زنگ باشید! 😉

Source link