چه چیزی ما را به نوشتن درباره بازی ها القا کرد؟

اگر مشارکت در بحث های شگفت انگیز بازی نوشتن در مورد بازی به حساب می آید ، به من اجازه دهید پاسخ دهم!

داستان ها ما را گرد هم می آورد و ما موجوداتی اجتماعی هستیم. حتی افراد درونگرا در میان ما می خواهند پیوندهای اجتماعی صمیمی داشته باشند (شاید فقط چند مورد).

من در بحث ها شرکت کردم زیرا احساس می کنم بازی های ویدئویی بخشی از هویت من است ، زیرا از کودکی آنها را بازی می کردم. بازی های جوانی من در غدد حافظه من سوخت و من تصور می کنم همه ما می خواهیم احساسات شدید آنها را تجربه کنیم و با دیگر افراد همفکر پیوند برقرار کنیم. آنها یا بازی های یکسانی را انجام می دادند یا برای کشف دوباره بازی های کلاسیک از دورانی که از دست داده بودند ، باز خواهند بود. داستان ها ، موسیقی و هنر در بازی ها بخشی از فرهنگ جمعی سیاره ما است و من دوست دارم که این الگوهای رفتاری زنده بمانم.

از آنجا که موضوع بازی های کم ارزش را از دست داده ام ، اکنون می گویم که همیشه فکر می کردم که سریال Quest for Glory دهه 90 Sierra کمتر مورد توجه قرار گرفته است. این یک خورشت خارق العاده از هنر ، داستان ، معماها ، شخصیت ها ، حس شوخ طبعی و احساس ماجراجویی وحشی است. من می خواهم یک طلسم طعنه دار از آن بازی ها را ببینم. من فکر می کنم این از دوره ای گذشته است که دوست دارم دوباره کشف کنم. بازی دوم شامل کاموهایی با حجاب نازک از هر سه برادر مارکس است که در آنجا گنجانده شده اند. مطمئن نیستم…

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>