چرا “ترک منطقه راحتی خود” واقعاً توصیه بدی است (و در عوض چه باید کرد)

آیا ابله کوچکی را که برای توضیح اینکه چرا انگیزه کار نمی کند درست کردم را به خاطر دارید؟

امروز، ما روی قسمت منطقه راحتی بزرگنمایی می کنیم.

بسیاری از مربیان، سخنرانان انگیزشی و گوروهای آنلاین این عبارت را بیان می کنند: “هر چیزی که می خواهید در آن سوی منطقه راحتی شما است.” هوشمندانه به نظر می رسد. مانند “متشکرم، کاپیتان آشکار” هوشمند. آن‌ها با گفتن چیزی که شبیه توصیه‌های معتبر به نظر می‌رسد در حالی که چیزی با ارزش واقعی ارائه نمی‌دهند، کنار می‌روند.

این توصیه بدی است زیرا به گونه‌ای ارتباط برقرار می‌شود که برای اکثر مردم کار نمی‌کند و بنابراین کار نمی‌کند.

من پیشنهاد می‌کنم آن را به این صورت اصلاح کنید: «هر چیزی که می‌خواهید در منطقه راحتی شما قرار دارد، به شرطی که بخواهید آن را گسترش دهید».

بگذار توضیح بدهم.

منطقه آسایش چیست؟

منطقه راحتی به شبکه ایمنی روانی ما اشاره دارد که توسط خودپنداره در جای خود نگه داشته شده است. ما اغلب جملاتی مانند “من از آن دسته افرادی هستم که…” یا “من هرگز X را انجام نمی دهم” می گوییم. ما مفهومی از خود داریم – مجموعه ای از ایده هایی که در مورد اینکه چه کسی هستیم و چه کاری انجام می دهیم یا نمی کنیم. این مانند یک طرح ذهنی است که رفتارها، ترجیحات و مرزهای درک شده ما را دیکته می کند.

بنابراین، منطقه راحتی گسترش خودپنداره است که به ما کمک می کند احساس امنیت و کنترل داشته باشیم. دنیا آنقدر دیوانه و غیرقابل پیش بینی است که بتوانیم «سیال» باشیم و زندگی خود را رها کنیم…

Source link