مهندس نرم افزار منطقی: هیچ پروژه کاملی وجود ندارد

تصویر
عکس پروفایل ظهر نیکیتا چرننکو هکر

@ماراکاچینیکیتا چرننکو

مهندس ارشد نرم افزار در Mercell Holding AS

من یک مهندس نرم افزار هستم که به یادگیری ، استفاده از یک رویکرد علمی برای حل مشکلات و بهینه سازی عملکرد خود فکر می کنم. در طول فعالیت حرفه ای خود به عنوان یک مهندس نرم افزار ، متوجه شده ام که یک پروژه مشابه می تواند سطح مختلفی از رضایت را برای افراد مختلف به ارمغان بیاورد. به عنوان مثال ، چندین بار بوده است که من از کار روی یک پروژه عینی متوسط ​​احساس خوشحالی می کردم ، در حالی که همکاران من اغلب از آن ناامید بودند.

چرا اینطور است؟ آیا استانداردهای من فوق العاده پایین است؟ نه واقعا. مدتی پیش فهمیدم که ذهنیت و توانایی سازگاری با یک پروژه حتی در هنگام رضایت می تواند حتی بیشتر از خود پروژه مهم باشد. این مقاله نشان می دهد که چگونه رفتار خود را تغییر داده ام تا از برخی پروژه ها بیشتر لذت ببرم ، چگونه دانش ارزشمندی را از پروژه های “بد” کسب کردم و چه عواملی باعث می شود من یک پروژه را ترک کنم.

نگرش مهم است

بگذارید مثالی از مهندس نرم افزار برای شما بیاورم که مطمئنم خودتان آن را ملاقات کرده اید. بیایید او را رابرت صدا کنیم. هر روز می توانید بشنوید که او در مورد بی لیاقتی هم تیمی هایش ، کارهای خسته کننده ، ناله می کند و می گوید ، “این مسئولیت من نیست!”، “مدیران همه خراشهای متکبر هستند. آنها حتی نمی دانند چه می کنند! “.

به نظر آشناست؟ به طور کلی ، رابرت احساس عصبانیت می کند و …