محاسبات لبه فضای کمی برای مراکز داده می دهد | دانش مرکز داده

سیسکو زمانی سعی کرد محاسبات مه را به عنوان جایگزینی برای لبه رایج کند. اگر هرگز در مورد آن نشنیده اید، تنها نیستید. برای مدت کوتاهی، محاسبات مه باعث ایجاد یک گروه صنعتی جدید به نام کنسرسیوم OpenFog شد (زیرا صنعت به گروه دیگری با پیشوند باز نام خود نیاز داشت)، اما این امر در نهایت در انجمن بزرگتری به نام کنسرسیوم صنعت اینترنت اشیا جذب شد. محاسبات مه که در رویداد Informa’s edge در لندن این هفته صفر بار ذکر شد، مانند غبار صبحگاهی تبخیر شده است.

متاسفم، زیرا توصیف بهتری از لبه نسبت به “لبه” است و همچنین استعاره ای است که به درستی گیج شدن صنعت را در این زمینه نشان می دهد. به عنوان یک عبارت، لبه واقعاً اصلاً معنی ندارد، نشان می دهد که شبکه ها دارای مرز محکمی مانند زمین بیسبال هستند. اگر این کار را انجام دهند، این محدودیت پوشش در مناطق روستایی است – و این جایی نیست که کسی لزوماً بخواهد قدرت محاسباتی زیادی در آن قرار دهد. در مقابل، مه به جابجایی و پراکندگی منابع IT در کل شبکه – از امکانات داده مرکزی گرفته تا ابزارک های کاربر – اشاره دارد.

هیچ کس در مخابرات نمی داند که آیا این تمرکززدایی منطقی است یا چه شکلی می تواند داشته باشد. به طور معمول، اپراتورها طرفدار تمرکز هستند. Terje Jensen، رئیس معماری شبکه در Telenor نروژ، طی ارائه‌ای در رویداد Informa در لندن گفت: «ما نمی‌خواهیم ابرهای لبه زیادی را در آنجا قرار دهیم. ما می خواهیم تا آنجا که می توانیم متمرکز شویم.»

نقطه‌گذاری چشم‌انداز با “مراکز لبه”، حتی اگر به معنای تنظیم مکان‌های موجود باشد، احتمالاً ارزان نخواهد بود. احتمالاً اپراتورها باید حداقل روی تجهیزات سرور اضافی و مجوزهای نرم افزار سرمایه گذاری کنند. پس جای تعجب نیست که تشویق کنندگان این معماری مجدد شبکه شامل فروشندگان تجهیزاتی مانند اینتل و توسعه دهندگان نرم افزار، چه بزرگ و چه کوچک هستند. اینتل تخمین می زند که ارزش بازار «سیلیکون لبه» تا سال 2024 به 65 میلیارد دلار خواهد رسید (معلوم نیست که آیا این به معنای درآمد انباشته صنعت تا آن زمان است یا خیر، اما گارتنر فروش سالانه نیمه هادی ها را در سال گذشته 595 میلیارد دلار اعلام کرد).

پوکینگ در متاورژن

جنسن پذیرفت که چند دلیل وجود دارد که چرا یک اپراتور ممکن است این کار را انجام دهد. هیجان انگیزترین چیز همه چیز در مورد بهبود خدمات است. با کوتاه کردن مسیر برای سیگنال داده بین مشتری و سایت، یک اپراتور می تواند تاخیر را کاهش دهد، تاخیری که ممکن است با برنامه های پیشرفته تر تداخل داشته باشد. در غیر این صورت، واقعیت مجازی به اندازه‌ای منحرف می‌شود که کاربران هدست را تنها پس از چند ثانیه در متاورس روی تردمیل‌های همه‌جهت خود هول می‌کنند.

اما متاورس علمی تخیلی باقی می ماند و اپراتورها نمی خواهند زیرساختی با تاخیر کم برای آن بسازند اگر تمام درآمدهای اضافی به فیس بوک یا سایر اعضای Big Tech ختم شود. برنامه های کاربردی حساس به تأخیر امروزی نیازی به یک سایت لبه برای هر شهر ندارند. Three UK معتقد است که می تواند نیازهای مشتری را برای “تأخیر کاهش یافته” از طریق شبکه ای که فقط شامل سه مرکز داده بزرگ و 19 امکانات لبه است، برطرف کند.

به نظر می رسد که سایر اپراتورهای بریتانیا با هم موافق هستند. Viraj Abhayawardhana، که در استراتژی شبکه در BT کار می کند، گفت: “طول فیبر به اندازه ایالات متحده نیست و مزایای افزایشی تاخیر در مقایسه با کشورهای بزرگ بسیار کم است.” Vodafone UK، که با AWS در لبه شریک است، انتظار دارد حداکثر با تعداد انگشت شماری از سایت های لبه بسنده کند. تا کنون، تنها یک مورد را مستقر کرده است، در حالی که خواهر و برادر آلمانی آن سه مورد را اجرا می کنند.

با این حال، مشتریان تجاری ممکن است بخواهند پردازش داده ها به صورت محلی انجام شود، به گفته مدیر اجرایی BT، حداقل تا حدی برای اطمینان از اینکه آنها با قوانین حاکمیت داده مطابقت دارند. اما این یک “مورد استفاده” قانع کننده برای لبه مخابراتی به نظر نمی رسد. برای یک چیز، نگرانی‌های مربوط به حاکمیت معمولاً ملی است، نه بیشتر محلی (هر مرکز داده در بریتانیا، بدون توجه به مکان، احتمالاً برای یک تجارت در بریتانیا انجام می‌دهد). و به نظر می‌رسد یک شرکت به‌طور جدی نگران داده‌هایی که ممکن است به دست افراد اشتباه بیفتد، ابر خصوصی خود را داشته باشد. هنوز هم ممکن است فرصتی برای مخابرات وجود داشته باشد – اما این کمتر مشخص است.

دلیل اصلی دیگر سرمایه گذاری در لبه در مورد بهره وری داخلی است. در فرانسه، Cellnex، یک مالک زیرساخت، کمک می‌کند تا بخش‌هایی از یک شبکه دسترسی رادیویی (RAN) که Bouygues آن را اداره می‌کند به 100 امکانات لبه تبدیل کند. اما این به جای تمرکززدایی مربوط به تمرکز است. منابع IT در RAN معمولاً در پایین دکل قرار دارند. همانطور که اپراتورها آن را “Cloud RAN” می نامند، به معنای مکیدن آنها به تعداد کمتری از امکانات و استفاده کمتر از تجهیزات IT است. بدون اتصال فیبر مناسب به دکل ها، تأخیر به یک مسئله تبدیل می شود.

به همین دلیل، Tommi Uitto، رئیس تجارت موبایل نوکیا، فکر می کند بسیاری از اپراتورها تنها واحدهای مرکزی RAN خود را که مسئول عملکردهایی هستند که به تأخیر حساس نیستند، یکپارچه می کنند و واحدهای به اصطلاح توزیع شده (DUs) را در دکل ها رها می کنند. او در مصاحبه اخیر خود گفت: “DU نباید بیش از 20 کیلومتر از محل سلول فاصله داشته باشد زیرا عملکردهای حساس به زمان واقعی دارد.” “در عمل، ممکن است برای کسی منطقی نباشد که یک شبکه جدید از این نوع سایت‌های لبه بسازد، و به همین دلیل است که ما معتقدیم اکثر DUها در واقع در سایت سلولی ساکن خواهند بود.”

دستیاران بی زرق و برق

این امر تصور استقرار لبه‌ای با تعداد صدها سایت در یک کشور خاص را سخت‌تر می‌کند. اگر یک اپراتور بتواند از آن سایت‌ها هم برای عملکردهای DU و هم برای سایر منابع فناوری اطلاعات استفاده کند، بی‌شک مورد تجاری قوی‌تر خواهد بود. اما اپراتورها به طور فزاینده ای مانند دستیاران بی زرق و برق Big Tech در سمت مشتری به نظر می رسند و به جایی که می توانند چسبیده اند. آمازون برای فروش AWS به یک تجارت یا آمازون پرایم به یک خانواده نیازی به مشارکت مخابراتی ندارد. آیا برای فروش خدمات لبه به یکی نیاز دارد؟

بقیه مقاله را در نشر خواهر Data Center Knowledge، Light Reading بخوانید.