فن‌آوران عزیز، شاید وقت آن رسیده است که بپذیریم کمی بیش از حد اشباع شده‌ایم

روزهایی را به یاد می آورید که همه فریاد می زدند: وارد فناوری شوید؟ به نظر می رسد زمان زیادی نیست.

روزهای اوایل دهه 2010 را به یاد می آورم که هر استارت آپی بسیار تازه و جدید به نظر می رسید. همه چیز در اطراف من احساس می کرد که شکسته است.

افراد درگیر در مورد کاری که انجام می دادند بسیار پرشور بودند. هر تجارتی به نوعی رمز و راز بود. آیا این در یکی دو سال آینده ایجاد می شود؟ آیا این قرار بود دنیا را تغییر دهد؟ ما نمی دانستیم اما فقط با ماجراجویی دنیایی که به سرعت در حال تغییر است همراه بودیم.

امروزه، به نظر می رسد که بازیکنان بزرگ در حال ایجاد تغییرات هستند و بچه های کوچک همگی یک کار (ها) را انجام می دهند. این صحنه فناوری نیست که من برای آن ثبت نام کردم.

همه تعجب می کنند که این روزها همه مشاغل کجا هستند. دوستانم شاکی هستند، پسرخاله ام مشکل دارد و حتی مادرم در مورد آن صحبت کرده است. برخلاف آنچه که به نظر می رسد همه معتقدند، من فکر نمی کنم این تقصیر هوش مصنوعی باشد – پایان افسانه ای همه مشاغل.

به نظر می رسد همه این فناوری جدید را برای همه چیز سرزنش می کنند، و همه چیز از بین رفته است، گویی برنامه نویسی مرده است. آنها می گویند دیگر هیچ کس به دلیل هوش مصنوعی شغل فنی نمی گیرد، اما من می خواهم بگویم که اینطور نیست.

من فکر می کنم که فناوری مانند هر رونق بزرگی در حال کاهش است. نوآوری به نوعی سخت می شود. صنعت کاغذ و قلم زمانی نوآوری های جدیدی داشت، اما…

Source link