داستانی واقعی درباره دنبال کنندگان جعلی رسانه های اجتماعی

تصویر
نبوجسا

در سال 2020، من یک سری مقاله در مورد بررسی ها و پروژه های فریلنسری جعلی نوشتم. این داستان ها عواقب جدی در زندگی واقعی داشتند. این یک برد-برد بود. احساس خوبی بود که عدالت دیجیتال اجرا شد. من یک «روزنامه‌نگار» پژوهشگر فناوری بودم که یک شرکت بزرگ را وادار کردم تا رسماً عذرخواهی کند و پول همکار آزاد من را بازپرداخت کند. این احساس حتی زیباتر بود.

من جایزه Noonies2020 را برای جنجالی ترین نویسنده سال دریافت کردم.

تصویر

ای پسر، آن روزها بود! شما فقط نمی توانید این احساس را شکست دهید.

خودم را مسخره نکردم

من به خوبی می دانستم که ما در دنیای دیجیتالی زندگی می کنیم که از «جعل گرایی» مزمن رنج می برد.

این فقط اخبار جعلی نیست که در مورد آن صحبت می کنم. من واقعاً نمی خواهم از آن سوراخ خرگوش پایین بروم. خسته شدی، پیرتر شدی، نه لزوماً عاقل تر شدی، و خودت را طوری تربیت می کنی که به سمت دیگری نگاه کنی. برای من کار کرد؟

تصویر

نه! چون وقتی شخصی می شود مثل جهنم درد می کند. و، اینجاست که داستان من در مورد دنبال کنندگان جعلی رسانه های اجتماعی واقعاً شروع می شود.

اوه، کودک شیرین او، به جنگل دیجیتال خوش آمدید

تو فقط…