آینه شناختی هوش مصنوعی: توهم آگاهی در عصر دیجیتال

با توجه به این سؤال که آیا کمک کیفی با جامعیت بالقوه می تواند آگاهی معنوی را توسعه دهد، می توان پاسخ داد که بحث های فلسفی کلاسیک را احیا می کند. در این حوزه، هوش مصنوعی حتی می‌تواند اثبات قطعی مبنی بر اینکه «مجموع ergo» دکارت مبتنی بر خطای قضاوت است، ارائه دهد.

در واقع، مدل‌های زبان عصب نمادین مکانیسم‌های فکری را بدون مرتبط ساختن هیچ احساس وجودی با آنها، تحقق می‌بخشند. دلیل آن در فقدان کامل ادراک حسی در شبیه سازی دیجیتالی شبکه های عصبی نهفته است. خودآگاهی، برای انسان، از اولین لحظات زندگی بر اساس احساساتی است که توسط اندام های حسی منتقل می شود.

بافت‌های حرکتی بدن انسان در واکنش به محرک‌های محیطی و همزمان با ظرفیت‌های توجه و تمرکز رشد می‌کنند. حسی بودن، مانند مهارت های حرکتی، مستلزم ساخت و ساز پیشرونده در طول رشد قوه تشخیص دقیق کودکان است که بر نواحی بزرگ و پیچیده جهان پیرامون آنها متمرکز است.

آنها از مشاهدات، گوش دادن، احساسات و روابط خود، حس وجودی را از طریق آزمون و خطا، جزر و مد، در ابتدا ناهمگون، زودگذر و بی‌سازمان به تصویر می‌کشند تا به تدریج در یک فردیت، یک شخصیت، یکپارچه متحد شوند. .

Source link